خرید بک لینک

ساقیا چشم خمارت دلربایی میکند

دل برای دیدنت لحظه شماری میکند

عبد اگر بیند خم ابروی تو

تا قیامت دلربایی میکند

عبد


برچسبها: عبد ساقیا دلربایی محمد قاسمی متخلص به عبد

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 20:12&nbsp توسط محمد قاسمی (عبد) |

برچسب: نویسنده: هلیا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 23:16

مست کن چنان باده ی نابی آیددر هیاهوی بهاران نفسی می آیدبوی سبزی می زند اندر خیالاتم چنونتا رساند دلبرم اندر کناراتم جنونچشمهایش می رود سان چمنزاران مستکی شود از دیدنش باران میساران،مستدیده بگشاید ازین چرخ فلک های هایتا بگیرد،بشکند چرخ فلک وای وایمی ر

برچسب: نویسنده: هلیا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 23:16

ديده بگشا و ببين دور و برتاين رفيقان كمينِ دون و پرتهر يكي خود اِدَّعي بر عمومكي شوند خود ادعايي بر عمومزين يكي علامه ي دهري بودليك از علامه گي نِهلي بودزان يكي خودبين اخلاق خودَستليك زين اخلاق إز خود،بي خودَستانجمن آراي جمع عالي بُودليك از آرايگي خا

برچسب: نویسنده: هلیا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 23:16

تب و تابي ندارد اين دل تنگنگاهش سانِ دلداران همي تنگغرور رفته بر بادش همين جاسرشك و اين تبسم ها همي تنگبه اغوا مي كشد چشمان مستتبه اقوا، مي كشاند زين دل تنگخزان باشد نبودت در بهاراننفس باشد ولي تنها نفس تنگچو نامش برد عبد، با نام بُردارنفسهايش به هِن

برچسب: نویسنده: هلیا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 23:16

بی تفاوت نگذرد زین روزگارتا نماند در دلت غم یادگارگر خوشی باشد تمام لحظه ها !شکر گو باشی خداوند سما؟یا که با سرمستی از آن بگذریلیک با عشرت از آن ذات برینامه ی اعمال تو باشد سیاه؟زان همه رفتار تو باشد تباه؟چون ترا باشد همی طغوا کنونمیروی تا منتها ، زا

برچسب: نویسنده: هلیا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 23:16

زِ سر فتاده شد،سر به نيزه چنونسر كه نِي جان به لب رسيده كنونكجا برد مرا، زين عمر مختصر تنددگر تاب نمانده،به وجدامده جنونسوز دل زِ رفيقان ، گرد تألم خصم بادا بِه، زِ رفيقان نِكونزين انجمن متباين،نِقمَت زِ غمهر يك ز منسبي شد مدعي بفنونغم شِبه، خارمغيلا

برچسب: نویسنده: هلیا موسوی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 23:16

صفحه بندی